• وبلاگ : کلبه بصيرت
  • يادداشت : کدام کوسه فرزند مرا خورد!
  • نظرات : 0 خصوصي ، 3 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    بله.. کاملا صحيح ميفرمايين...
    به جاي اينکه پدرمادرها در نخبه بودن و تلاش فرزنداشون در آبادي کشور مسابقه بذارن و به اون افتخار کنن.. در چيزاي ديگه مسابقه نيذارن!! متاسفانه........
    پاسخ

    از دقت نظرتان متشکرم. البته اين قضيه فقط شامل حال پدر و مادرها نيست، متاسفانه کل جامعه ما در اين باره مقصر هستند. از سيستم آموزشي کشور گرفته تا هنر و ورزش و سينما...جاي خالي چيزي به نام تربيت کودک در جامعه ما به شدت احساس مي شود. به همين خاطر بنده معتقدم کودکان ما رو دشمنان تربيت مي کنند. در قالب فيلم و سريال و بازي و....حتي در قانون گذاري جايي براي کودکان نيست. چرا که به نيازهاي بزرگترها مي انديشيم براي کودکان قانون مي نويسيم و اجرا مي کنيم. براي بزرگترها فيلم مي سازيم به اسم بچه ها تبليغ مي کنيم و...
    دقيقا!! وقتي که پدرانِ جامعه نخوان به فرزنداشون محبت کنن بايد منتظر اين باشن که فرزنداشون کاسه گدايي به دس بگبرنو تو سطح شهـر محبت طلب کنن.... :(
    خدارو شکــر که خدا ازين نوع پدرها بهمون عطا نکرده :)
    پاسخ

    خدارو شکر! خدارو صد هزار مرتبه شکر! اما ميدونيد خيلي از کودکان جامعه ما با بودن پدر و مادر به از لحاظ عاطفي، در حقيقت يتيم محسوب مي شوند! اي کاش والدين بچه هامون ، ذره اي براي احساسات اطفال معصومشون ارزش قائل ميشدن! اي کاش مي فهميدن بچه ها ابزار تفريح و سرگرمي و فخر فروشي پدر و مادرها نيستن که سر بچه دار شدن و خوشگل بودن و بدگل بودنشان با هم مسابقه گذاشته اند! در حاليکه نمي فهمند که اين آن چيزي نيست که دشمنان به خاطرش در کمين کودکان و نوجوانان و جوانان ما نشسته اند. کودکي که بر اثر جهل والدين از جامعه و دوستان و خانواده سر خورده شده بهترين طعمه براي دشمنان است. اين قشر خاموش جامعه ما که کم هم نيستند بي سر و صدا در زير سايه سنگين بي عاطفگي و روز مرگي والدين خود بزرگ مي شوند و وقتي به سن رشد رسيدند و قادر شدند روي پاي خود بايستند آن وقتي که فصل ثمر دهي هوش و ذکاوت و استعداد آنان است دشمن بر سر اين طعمه آماده مي نشيند و با او آن مي کند که ما بايد مي کرديم. براي آنان که واقعا انسان شناس هستند نه قيافه و زيبايي افراد، بلکه ميزان هوش و استعداد آنان را برايشان مهم است. آن وقت وقتي جواني را که مثل دسته گل براي آينده اين کشور تربيت کرده ايم مي شود نخبه ارشد صنايع خارجي و ابزار سلطه آنان بر ما! واي بر ما! واي برما!

    ديشب از چشمم بسيجي مي‌چکيد،


    از تمام شب «دوعيجي» مي‌چکيد


    باز باران شهيدان بود و من،


    باز شبهاي «مريوان» بود و من،


    دستهايم باز تا آهنج رفت،


    تا غروب «کربلاي پنج» رفت،


    يادهاي رفته ديشب هست شد،


    شعرم از جامي اثيري مست شد


    تا به اقيانوسهاي دوردست،


    همچنان رودي که مي‌پيوست شد،


    مثنوي در شيشه مجنون نشست،


    آن‌قدر نوشيد تا بدمست شد،


    اولين مصرع چو بر کاغذ دويد،


    آسمان در پيش رويم دست شد...


    يک‌نفر از ژرفناي آبها


    آمد و با ساقي‌ام همدست شد


    باز ديشب سينه‌ام بي‌تاب بود


    چشمهاتان را نگاهم قاب بود


    باز ديشب ديده، جيحون را گريست


    راز سبز عشق مجنون را گريست


    باز ديشب برکه‌ها دريا شدند


    عقده‌هاي ناگشوده وا شدند


    پاسخ

    بسيار عالي بود دوست عزيز! تشکر مي کنم از شعر زيبا و پر مغزتان.