بازدید امروز : 50
بازدید دیروز : 80
برایم خیلی عجیب است که مردم آنقدر که در خریدن لوازم خانه از کاسه و بشقاب و مبل و ...وسواس دارند در تربیت جگر گوشه ها و نهالانشان آنقدر اهل تساهل و تسامح به خرج می دهند که گاه انسانشک می کند که نکند کودکان در خانه های ما ارزش لوازم و اسباب و اساس خانه را هم ندارند. با آنان هر گونه می خواهیم رفتار می کنیم. گویی کودکان جز خوردن و خوابیدن و پوشیدن هیچ نیاز دیگری ندارند.
شاید بگویید: کدام پدر و مادری دلش می خواهد با فرزندانش چنین کند؟ کدام پدرو مادری دلسوز فرزندان خود نیستند. خوراک ، پوشاک، تفریح و....کودکان امروز قابل قیاس با دوران گذشته نیستند که پدرو مادر در حد توان خود بهترین نوع آن را برای فرزندانشان تامین می کنند. امروزه به مدد پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی کودکان از بیشترین و بهترین سرگرمیها و لوازم آسایش برخوردارند، خصوصا در شهرهای بزرگ. اما یک سوال مهم باقی می ماند: در میان اینهمه تفریحات لجام گسیخته که سیل آسا از ممالک دشمن وارد کشورمان می شود، کودکان معصوم ایرانی و مسلمان در معرض چه آسیب هایی قرار دارند؟ چه فکری برای این نونهالان معصوم کرده ایم؟
برای مثال: مدتی است که زائران ایرانی با سفر به کشورهای زیارتی همسایه چون :سوریه، عراق، عربستان...به هنگام بازگشت سوغاتی هم برای فامیل و دوست و آشنا به ارمغان می آورند. در این میان سهم کودکان هر چند اندک است اما به شدت مهمتر و تاثیر گذارتر است و به دلیل آسیب پذیری کودکان تاثیر این نوع اسباب بازیها در طولانی مدت آثار خود را نشان خواهد داد.
جالب اینکه پدران و مادرانی که عمری در قید مذهب و دینداری بوده اند و به شدت نسبت به رعایت مسائل شرعی پایبند هستند در امر خریدن اسباب بازی برای کودکان بسیار بی قید، سهل انگار و کم توجه اند. عمق این بی قیدی را ـ یا بهتر بگویم :فاجعه! ـ را آنجا ست که زائران در سفرهای زیارتی مستحبی به جای اینکه سوغات سفر معنویشان اسباب "معرفت و بصیرت" برای خانواده هایشان باشد، اسباب "بی عفتی و بی حیایی" را با خود به ایران ارمغان می آورند. آنچیزی که دشمن سالها از او طلب می کرد حالا خودش با دست خودش به اجرا در آورده. به خاطر به جا آوردن امری مستحبی ـ ونه واجب ـ مرتکب بزرگترین گناهان می شوند و ایمان و عقیده و عفت کودکان و خانواده خود را به باد می دهند.
با کمال تاسف جهل، بی توجهی و بی تدبیری والدین تا آن حد است که عروسکها و اسباب بازیهایی معمولا ارمغان اینگونه سفرها به کشورمان است ، از همان نوعی هست که به دلیل مبتذل بودن، خرید و فروش آنها در کشورمان حداقل به ظاهر مقدور نمی باشد. و یا منع قانونی و شرعی دارد. از پوشش نامناسب و تحریک کننده تا آهنگهای مبتذل...
در نتیجه: شاهد نسلی از کودکان هستیم که در اینده هیچگونه علاقه ای به فرهنگ و ارزشهای جامعه و خانواده خود نخواهند داشت. کودکی که شبانه روز با عروسکی بازی می کند که پوشش آن هیچگونه تناسبی با پوشش مادر، خواهر و سایر زنان و دختران جامعه و اطرافیان اش ندارد و در عین حال بسیار جذاب و زیبا به نظر می رسد از چنین کودکی چگونه می توان توقع داشت که با زنان و دختران آشنا و اطرافیان خود احساس نزدیکی و همدلی کند. با آنان احساس بیگانگی نکند، در حالیکه با همان افکار کودکانه اما هشیارش دائم در حال مقایسه جذابیتهای زنانه و تحریک کننده عروسکی مثل: باربی با پوشش کامل کامل و بی جذبه مادرو خواهر و سایر زنان و دختران اطراف خود هست.
چگونه می توان از چنین کودکی توقع عفت و پاک دامنی داشت وقتی که به دلیل بازی کردن و بر قراری ارتباط عاطفی نزدیک و قوی با این نوع عروسکها، به شدت غریزه جنسی اش خصوصا دختران را بیدار می شود و کودک دچار بلوغ زودرس و اختلالات شدید جنسی می شود. ما با با جهل و نادانی خود کودکان خود را از نعمت بزرگ الهی که همان طبیعت کودک داشتن و معصومیت را از او میگیریم و بجایش او را در دنیایی غرائض بیدار شده و نا آشنا با روحیات کودکان اش تنها می گذاریم. نتیجه آن می شود که هم اکنون در سطح کچه ها و خیابانها و زندگی روز مره مان هر روز شاهد آن هستیم. نسلی از جوانان و نوجوانان که هیچ تعلق خاطری با سنتهای جامعه و فرهنگ مردمشان ندارند. طور دیگری فکر می کنند، طور دیگری میپوشند و طور دیگری تصمیم می گیرند.
در بعد روانشناسی، کودکان به دلیل روح لطیف، حساسشان وقتی با عروسکهای جذابی چون باربی مواجه می شوند، جذابیت و زیبایی خارق العاده و چشم گیر عروسکهای جلف غربی تمام روح و روان کودک را به تسخیر خود در می آورند چرا که چنین طراحی شده اند. حتی گاه افراد بزرگسال نیز در برابر جذابیتهای جنسی و زنانه این نوع عروسکها ممکن است مجذوب شوند!
به طور طبیعی احساسات کودان در بالاترین حد خود در برابر این پدیده بروز خواهد کرد. عشق و علاقه شدید، دلبستگی بیش از حد و... این نوع عروسکها احساس هم ذات پنداری کودکان را تحریک می کند با او یکی می شود، زندگی میکند، می خوابد، بیدار می شود، عشق می ورزد، اندوهگین می شود، و...با او همچون یک دوست و انسان همنوع واقعی رفتار می کند، دل می بندد مونس خلوت و جلوت او می شود. این دلبستگی آنقدر عمیق و شدید هست که شاید برای والدین کودک نه تنها قابل درک نباشد، بلکه با علاقه شدیدی که کودکان به این نوع عروسکها از خود نشان می دهند، ابراز رضایت و خرسندی هم بکنند.
حال باید از والدین با زبان کودکانه و از طرف کودکان پرسید: بای ذنب قتلت...ای پدر و مادر چرا مرا، احساسات مرا، کودکی مرا، شادی مرا، رویایهای کودکانه مرا، خانواده مرا، دوستان مرا، امید مرا،...با بی تفوتی و جهل خود نابود کردید؟ چرا....؟
این کودکان پاک و معصوم چه گناهی کرده اند که باید عمری خسارت بی تفاوتی، بی توجهی، بی بصیرتی والدین خود را بکشند. قرآن عظیم الشان می فرماید: و الفتنة اشد من القتل(بقره/91) فتنه بالاتر از این که کودکان خود را با دست خویش در مسیر سیلاب فتنه ها و مفاسد آخرالزمان قرار میدهیم.
در خاتمه این مقاله را متبرک می کنیم به کلمات گهر بار ائمه علیهم السلام که مظلومترین بودند و هستند.
امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام می فرمایند:" همانا دل کودک به زمین خالی(از کشت) می ماند، بذری که در آن بیافشانی بپذیر"،
و فرمودند: "به کودکانتان علومی بیاموزید که آنان را بینش دهد پیش از آنکه ( گروههای منحرف مانند:) مرجئه بر افکار آنها دست یابند"،
و نیز فرمودند: "فراگیری دانش در کودکی به نقشی می ماند که در سنگ ترسیم شده باشد."
نبی اعظم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می فرمایند: "قیامت بر پا نگردد تا اینکه حیا از کودکان و زنان برود."
با عرض پوزش از دوستان ادامه مقاله به دلیل حجم بالا در قسمت دوم ارائه گردید.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
لینک دوستان
آوای آشنا
فهرست موضوعی یادداشت ها
اشتراک