بازدید امروز : 31
بازدید دیروز : 80
آقای هدایتی
انگیزههایی که باعث شد شما به مذهب تشیع روی بیاورید، چه بود؟
ملا محمد شریف زاهدی
از سال 1375 که در حوزه علمیه چابهار مشغول تحصیل بودم، یک مسجدی در کنار ساحل دریا قرار داشت و یکی از اساتید ما به نام مولوی عیسی ملازهی امام جماعت این مسجد بود و بعضی از اوقات را که ایشان به مسافرت میرفت یا کسالت داشت، بنده را به عنوان امام جماعت این مسجد تعیین میکردند. در کنار این مسجد، یک حسینیهای وجود داشت که متعلق به شیعیان مهاجر چابهار بود. در شب عاشورای سال 1375، بعد از نماز عشاء، متوجه صدایی از بلندگوی آن حسینیه شدم و رفتم کنار پنجره آن حسینیه و نشستم تا ببینم این روحانی شیعه چه میگوید. از آنجایی که از بعضی از سلفی مسلکها شنیده بودیم که علماء شیعه نسبت به صحابه، توهین میکنند، رفتم به سخنان او گوش دهم. دیدم که در رابطه با امام حسین (علیه السلام) نکاتی را بیان میکند. خصوصا وقتی بنده رسیدم، حدیث:
إن الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة.
را بیان کرد و توضیح داد. این روایت در بسیاری از روایات اهل سنت وجود دارد، حتی در مطالب درسی به ما گفته بودند. بعضی از مولویها که گفته بودند علماء شیعه نسبت به صحابه کملطفی میکنند، بنده دیدم که امام حسین (علیه السلام) هم از صحابه رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) است و این روحانی شیعه از امام حسین (علیه السلام) تعریف میکند. چند دقیقه بعد دیدم که آن روحانی، شروع کرد به روضه خواندن و آنقدر صدای زیبا و شیوا و دلسوزی داشت که بنده هم به گریه افتادم و اشک ریختم. به حوزه برگشتم و خیلی ناراحت بودم که حتی بعضی از هم اتاقیهای بنده از من سوال کردند که شما چرا ناراحت هستی؟ من چیزی به آنها نگفتم.
روز بعدش از یکی از دانشجویان اهل سنت که با بنده رفیق بود، سوال کردم: شما معلم شیعه دارید یا خیر؟ گفت: بله داریم. گفتم: از او یک کتاب بگیر و بیاور تا من مطالعهای درباره شیعه و عقاید آن داشته باشم. این دانشجوی عزیز کتاب شبهای پیشاور مرحوم سلطان الواعظین شیرازی را برای من آورد. وقتی من شروع کردم به مطالعه این کتاب، ابتداءاً تعجب کردم که یک سری احادیث و روایاتی را از منابع خود ما اهل سنت آورده بود و شنیده بودم که علماء شیعه از کتابهای اهل سنت خوششان نمیآید، ولی دیدم که ایشان کتابهای اهل سنت مطالعه کرده است و از منابع ما اهل سنت، این روایات را به این زیبایی نقل کرده است. بنده مجبور شدم این کتاب را پنهانی در کتابخانه حوزه علمیه چابهار، شبها تا ساعت 2 نیمه شب مطالعه کنم. اگر کسی هم وارد کتابخانه میشد، من میز بزرگی برای مطالعه داشتم و این کتاب را زیر میز میگذاشتم و کتاب درسی را بالا میآوردم تا کسی متوجه نشود. الحمدلله این کتاب شبهای پیشاور و قضیه حسینیه چابهار کمکم باعث شد تا من تحقیق و مطالعه کنم. تا اینکه سال 1379 به این نتیجه رسیدم منابعی که سلطان الواعظین شیرازی در شبهای پیشاور آدرس داده بود، همهاش درست بود.
در سال 1379، یکی از بزرگترین برکاتی که خداوند نصیبم کرد و بسیار بنده را مشتاق مکتب ائمه (علیهم السلام) کرد، این بود که بنده بعد از مطالعه این کتاب، محبتم نسبت به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و حضرت علی (علیه السلام) بیشتر شده بود.
در روستایی که امام جماعت بودم، نکتهای که تا الآن هم فراموش نکردم و خیلی از اهل سنتی هم که با بنده مراوده دارند، این موضوع را به عنوان نکتهای عجیب نقل میکنند، این بود که پیرمردی که مؤذن مسجد بود، روزی به من گفت:
من دختری دارم که ازدواج کرده و 7 سال است وقتی که حامله میشود، بچههایش در 2 ماهگی سقط میشوند. شما دعایی بکنید که این مشکل حل شود.
تنها کاری که میتوانستم بکنم و یک عنایت إلهی بود، این بود که در دلم گفتم:
خدایا! من میخواهم این دعا را بنویسم که اگر واقعا در مورد این قضیه مرا خوشحال کردی، من حتما شیعه میشوم و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را قبول میکنم.
دعا این بود:
إلهی بفاطمة . . . . . . أللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
این را به خاطر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و حضرت علی (علیه السلام) نوشتم و گفتم:
خدایا! اگر اینها مقام و عزت بسیار بزرگی نزد شما دارند، پس بچه این دختر را سالم نگهدار.
به والله قسم! 10 شبانهروز کامل نماز شب خواندم و گریه کردم و خیلی هم از خدا التماس کردم که مرا در این قضیه، خوشحال بدارد و حق را نصیب من بفرماید. بعد از 3 ماه، به من خبر دادند که آن زن سقط نکرده است و بچه هم سالم است.
الآن مردم آن منطقه هم که صدای مرا میشنوند، واقعا بدانند که این عنایت خداوندی بود که آن زن، دختری به دنیا آورد و الآن هم نامش فاطمه است و خود بنده گفتم که نامش را فاطمه بگذارند.
این نکته ظریفی بود که خداوند، بنده را به حقانیت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و امیر المومنین (علیه السلام) متوجه کرد.
منبع: سایت ولیعصر
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
لینک دوستان
آوای آشنا
فهرست موضوعی یادداشت ها
اشتراک